تفکر مقدار زمانی است که در فاصله مشاهده یک چیز و علم به اینکه با آن چیز چه کنیم تلف می شود. این زمان با اندیشه هایی پر می شود که در ضمن بررسی و درک یک وضعیت نا آشنا و تبدیل آن به یک وضعیت آشنا که طرز برخورد با آن را می دانیم، یکی پس از دیگری از ذهن ما می گذرد.
تفکر عبارت است از علم به آنکه در برابر یک وضعیت چگونه باید عمل کرد. چهار فرآیند اساسی برای دانستن وجود دارد:
۱- غریزه: غریزه واکنشی است ثابت که در درون ارگانیسم تعبیه شده تا در هر وضعیت خاص، خود به خود موجب واکنشی خاص گردد. یک سایه سیاه به شکلی خاص که در بالای سر جوجه های نادان حرکت داده می شود موجب وحشت آنها می گردد. زیرا شکل عقابی را که در آسمان پرواز می کند به ذهن آنها می آورد. مزایای غریزه۱- واکنشی فوری و کامل بوده و نیازمند آموزش نیست۲-واکنش غریزی، قابل پیش بینی بوده و معنای آن تغییر نمی کند. معایب: ۱- واکنشی ثابت است و برای سازگار شدن با یک وضعیت قابل تغییر نیست.۲-تعداد واکنش های ثابت از پیش تعبیه شده محدود است. بنابراین در برابر وضعیت جدید درمانده است
۲- فراگیری دست اول(تجربه): فرایند کندی است که در آن ارگانیسم از طریق آزمایش و خطا واکنش مناسبی را برای مقابله با یک وضعیت می یابد. منشی در می یابد که رئیسش دوست دارد نامه هایش چگونه ماشین شود. اسب سیرک یاد می گیرد که چگونه بر روی پاهای عقبش بایستد. به تدریج انسان یاد می گیرد که واکنشی را به وجود آورد که تنها موجب لذت می شود نه درد.مزایا:۱- برای مقابله با وضعیت جدید واکنشی را بوجود می آورد.۲- واکنش های بد را می توان حذف کرد. معایب:۱- فراگیری بسیار کند است ۲- فراگیری مستقیم متضمن خطراتی است.
۳- فراگیری دست دوم( دانش) : دریافت واکنش فوری به یک وضعیت بدون آنکه آن را آزمایش و خطا کرده باشیم بلکه از دیگران فراگرفته ایم. از طریق کتاب، تلویزیون، مدرسه، والدین و دیگر افراد و غیره...کودک یاد می گیرد ماشین در حال حرکت خطرناک است بدون آنکه لازم باشد این مطلب را خود تحقیق کند.مزایا: ۱- نسبت به تجربه بسیار سریعتر و ایمن تر است۲- این فراگیری را می توان در مقابله با وضعیتی که هنوز با آن روبرو نشده ایم، پیشاپیش به کار بندیم.۳- می توان آن را در مقابله با وضعیتی که هرگز با ان روبرو نخواهیم شد به کار بندیم( مثل درس جغرافیای درباره سرزمین های دور)۴- قابل ذخیره و انتقال است.۵- ذهن های بیشتری روی آن کار کرده معایب: ۱- شما کاملا به قابل اعتماد بودن منبعی که آن دانش را به شما منتقل می کند متکی هستید.۲- به سادگی احتمال دارد که واکنش های مختلفی که باعث سر درگمی شود درباره یک موضوع ایجاد شود.۳- چون پاداش و مجازات کمتر است، به اندازه فراگیری دست اول علاقه ایجاد نمی کند.
۴- دریافت: درباره یک وضعیت جدید چه می توان گفت؟ درباره وضعیت های نا آشنا که واکنشی حاضر و آماده برای آنها وجود ندارد چه می توان گفت؟خانم غریبه ای در آستانه ی در ظاهر می شود. بی درنگ شما وضعیت را بررسی کرده آن را در یک طبقه بندی آشنا که واکنش به آنرا می دانید قرار می دهید. آیا زن در حال آمار گیری است؟ آیا فقیر است؟ آیا ماشینش خراب شده؟آیا گم شده؟ آیا آشنای قدیمی است که شما چهره او را فراموش کرده اید؟
دریافت، جریان تبدیل یک فرایند نا آشنا به فرآیند آشنایی است که شما می دانید در برابر آن، چه باید بکنید. در این حال ذهن شما از یک اندیشه به اندیشه دیگری می رود تا جایی که به نظر می رسد وضعیت نا آشنا به یک وضعیت آشنا شباهت داشته یا از آن نشات گرفته است. این رفتن از یک اندیشه به اندیشه ی دیگر، تفکر نام دارد. دریافت همان تفکر است.
و سه مورد قبل تفکر نیستند. حال بینید شما اکثر وقتتان را به واکنش هایی غریزه ای یا از نوع فراگیری، سپری می کنید و تا ناچار نشوید تفکر نمی کنید و این خوب نیست. راه فوق العاده و پنجمی هم هست که در پست بعد ذکر می کنم.