X
تبلیغات
اکسیر عشق - شفا به روش سیلوا

اکسیر عشق

رساله ای در عشق

آقای T.P اهل فلوریدا ماجرای خود را چنین بیان می کند: ((به بیماری سرطان استخوان مبتلا شدم . در این بیماری سلولهای استخوان به تریج از بین می روند و در مورد من این فرسودگی در ناحیه زانویم بود به وقوع پیوست. پزشکان سعی کردند پس از نفوذ به لایه های درونی عضلات زانویم،بافتهای عفونی را از روی استخوان تراش دهند. با این وضعیت حدود دو سال بهتر بودم . ولی پس از ان لازم بود دوباره عمل شوم.بعد از آن روشهای تاباندن اشعه پی گرفته شود ولی متاسفانه مثمر ثتر واقع نشد. پس از این که تمام روشهای درمانی انجام گرفت و نتیجه نداد.سعی کردم از متد سیلوا استفاد کنم.

حدود شش ماه پس از پایان تمرینات متد سیلوا یک روز زانویم به شدت ورم کرد به طوری که اندازه آن به بزرگی یک بادکنک رسید و من ناچار به استفاده از چوب زیربغل شدم.پزشکان به عنوان آخرین راه حل گفتند مفصل زانویم را با عمل جراحی بردارند و پس از جوشاندن آن و منجمد کردنش به مدت سی روز دوباره سر جایش بگذارند.که شاید بهبود یابد. نمی توانستم بگذارم چنین عملی روی پایم بشود.پس از بازگشت به خانه از انجا که دیگر قادر به حرکت نبودم در بسترم دراز کشیدم. همان شب با خودم گفتم اگر من واقعا به متد سیلوا اعتقاد دارم پس دوباره آن را امتحان می کنم.بنابراین با شمارش معکوس در سطح آلفا قرار گرفتمو تصور کردم که گلبولهای سفید خون قادر از بین بردن سلولهای عفونی هستند. پس آنها را از تمام نقاط بدنم فرا خواندم،از گلبولهای سفید خواستم که به سمت زانوی آسیب دیده ام حرکت کنند . آنها را مانند لشکری از گلبولهای سفید به میدان جنگ هجوم می آوردند.در ذهنم  سلولهای ناسالم را در خیالم ضعیف و لاغر تجسم کردم. فکر کردم پزشکان سلولهای نا سالم را خراش می دهند و از بین می برند. بنا براین یک دستگاه اشعه لیزر را وارد صحنه کارزار کردم و تلاش نمودم سلولهای ناسالم را مورد هدف قرار دهم.احساسی از گرکا در زانویم ایجاد شد.بعد دستگاه لیزر را خاموش کردم در ذهنم. احساسی از درد و خستگی تمام وجودم را فرا گرفته بود .لذا فورا خواب مرا ربود.فردا صبح پس از بیداری متوجه شدم که ورم پایم به اندازه پینگ پنگ شده. در حدود ظهر دیگر اثری از جراحت نبود در تابستان همان سال من برای اولین بار در زندگیم والیبال بازی کردم.کل این روش نیم ساعت بیشتر طول نکشید و حالا می توان کوهنوردی هم بروم)).

 مغز عضوی شفا دهنده است که بر بدن حکومت می کند.هر کسی با وارد شدن به سطح آلفا به روش سیلوا یا دیگر روشها مثل مراقبه قادر به شفای خود یا دیگران می باشد. البته همیشه در این حال کمی دعا را فراموش نکنید.

 خوزه سیلوا، 11 آگوست 1914 در شهر لاریدو در ایالت تگزاس آمریکا دیده به جهان گشود. خوزه توانست با مطالعه و تحقیق گسترده در مورد مسائل روانشناسی و ارتباط و شباهت سیستم مغز با سیستم های الکترونیکی تکنیک هایی را کشف و پایه گذاری کند که موجب بهبود و تقویت حافظه در کنار درک عمیق از فعالیت های مغز و در نهایت افزایش ضریب هوشی فرد شود. بهترین کتاب او دستهای شفا بخش است. و بعد کنترل ذهن و کتاب انسان شفا بخش.      

 روش اصلی سیلوا بدین صورت است.برای قرار گرفتن در سطح آلفا

دراز بکشید با چشمان بسته و راحت با شمارش معکوس از 100 تا 1 بعد به شماره یک که رسیدید خود را سالم و بدون از هر مریضی ببینید و تا پنج بشمارید و بیدار شوید. این خلاصه روش است تمرینهات سیلوا برای مبتدیان تا چهل روز باید انجام گیرد و هر چند روز می توان شمارش را کم کرد چنانچه حرفه ای ها با پنج شماره به سطح آلفا می روند .در آن هنگام بیمار، مریضی خود را تجسم می کند و شروع به بهبود آن می کند با سه تصویر ذهنی و در هر تصویر خود را سالمتر می بیند. جزئیات دیگر هم دارد که در کتاب دستان شفا بخش وجود دارد.

در روش شفا داد دیگران از راه دور تنها سه دقیقه در زمانهای خوب مثل اول صبح یا آخر شب کافیست تا دیگری را بدون اینکه اطلاعی داشته باشد شفا داد.کافیست بیماری او را به تصویر کشید و او را سالم تجسم کنید.به روش سه تصویری خوزه سیلوا.موارد متعدد وجود دارد که شفا دهندگان از راه دور چنین کرده اند.یکی از فارغ التحصیلان متد سیلوا یک نفر را در فاصله 9 هزار کیلومتری از سرطان شفا داد.

در ایران عرفان کیهانی در جاهایی مثل موسسه عرفان حلقه وجود دارد که نزدیک به این روش با فرستادن تشعشاتی برای بیمار و البته او را شفا می دهند . در عرفان کیهانی به روش فرا درمانی از حلقه آگاهی یا انرژی بیکران ،که همان خداوند باشد و شفادهنده و بیمار باشد استفاده می شود و در این روش دو طرف فقط خود را یک شاهد می بینند و همه چیز را از خدا می خواهند.و برای بیمار در ساعات خاصی تقاضای اتصال می کنند .من نه آن را تایید می کنم نه رد . اما به نظرم اصل روششان صحیح است . ولی متد سیلوا چیزی دیگر است.

و در نهایت مراقبه جاپا که دکتر دابلیو وین دایر آن را زنده کرد هم یکی از موثرترین روشها برای رسیدن به هر چیز و حتی شفا است. که روزی دیگر توضیح می دهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 22:42  توسط مهدی   |