استارت‌آپ‌های موفق اغلب بدون کوچکترین ایده‌ای شکل می گیرند. آنها با دور هم نشینیِ تعدادی دوست که از ساختن چیزهای کوچک در کنار هم لذت می‌برند آغاز می‌شوند. چنین گروه‌هایی هیچ ایده مشخصی از اینکه می‌خواهند چه بسازند یا چطور می‌شود از آن پول در آورد ندارند. این ممکن است مسخره به نظر بیاید، ولی هیولیت-پکارد هم دقیقاً همین‌طور شروع شد؛ دو نِرد در یک گاراژ. چند سالی زمان برد تا آنها اولین ایده واقعاً خوب خود را پیدا کنند که چیزی نبود جز ساختن یک اسیلوسکوپ بسیار با کیفیت ولی ارزان. Flickr از دل کار گروهی بر روی یک ایده دیگر و بی‌ربط با آنچه امروز می‌بینیم بیرون آمد. Twitter با از ریل خارج شدن یک استارت‌آپ ارائه پادکست به دنیا آمد. پس اگر یک تیم خوب از میان تعداد کافی از ایده‌ها عبور کند و اعضایش پخته شوند، بالاخره در طول زمان خواهند فهمید که چطور آن چیزی را بسازند که مردم به استفاده از آن روی بیاورند. بعد، پول کافی برای ارائه محصول به تعداد بیشتری مخاطب را جمع‌آوری و مقیاس فعالیت استارت‌آپ را بزرگ خواهند کرد.