عید نزدیک است

سفره ای فراهم آوریم

هفت سود سال را هفت سین کنیم

نیک یاران، گرد آن گلچین گنیم

ماه و سالها، یک به یک گره شدند              

بند سبز عمر ما شدند

سبزه را هم در بهار

آب برد، ما در کنار

بعد از آن هم غرق کار

سین ها و سالها هین می روند

دفتری در سینه ی ما می شوند

 

عید نزدیک است

خانه ای جارو کنیم

اندکی خود را به دیگری دهیم

ساغری از نفس پنجره ها سر بکشیم

کود مرده ی کدورت، ته باغچه بریزیم

وقتی از کنار گل رد می شوید

بوی تازه گل می شنوید

به سلامش پاسخی درخور دهید

تا بداند ما چو او

گل تازه داده ایم

 

عید نزدیک است

گوش کنید...

صدای پای بهار از جنوب می آید

کم کم

آهسته آهسته

دست سبز خود را

بر سر ما می کشد

ای صدای عید شنیده ها

بیدار تا...

سرود زنده ی بهار را

 با هم بخوانیم

 

این شعر را در استقبال از بهار سرودم